Canine Guidance
تعریف
گاید کانین یک طرح اکلوزالی است که در آن حین حرکت لترال مندیبل، کانین سمت کارگر تنها دندانی است که در تماس میماند و همهی دندانهای خلفی، در هر دو سمت ورکینگ و نانورکینگ، بلافاصله دیسکلوژن پیدا میکنند.
انتخاب کانین برای این نقش به آناتومیاش برمیگردد: ریشهی بلند، نسبت تاج به ریشهی مناسب، تراکم بالای رسپتورهای پروپریوسپتیو در PDL، و موقعیت قدامیاش که فاصلهی زیادی با محل اتصال عضلات بالابرنده دارد.
مرز مفهوم و سوءبرداشتها
رایجترین سوءبرداشت در سطح مکانیسم است. معمولاً اینطور توصیف میشود که کانین نیروی لترال را «جذب» یا «توزیع» میکند و به این شکل از خلفیها محافظت میکند. این تصویر مکانیکی اشتباه است. کاری که واقعاً اتفاق میافتد نوروماسکولار است: وقتی تماس قدامی روی کانین حین حرکت طرفی برقرار میشود، فعالیت EMG عضلات بالابرنده (masseter و temporalis) افت میکند. پس خلفیها محافظت میشوند نه به این دلیل که باری که قرار بود به آنها برسد به کانین منحرف شده، بلکه به این دلیل که آن بار اساساً تولید نمیشود. کانین سپری نیست که نیروی منحرفشده را تحمل کند، بلکه ماشهای است که فعالیت عضلانی را پایین میآورد.
سوءبرداشت دوم در سطح شواهد است. گاید کانین اغلب بهعنوان طرح «درست» یا حالت ایدهآلی که باید همهجا به آن رسید تدریس میشود. شواهد این قاطعیت را پشتیبانی نمیکنند؛ ریویوهای سیستماتیک نتوانستهاند برتری یک اسکیم اکلوزال را بر دیگری ثابت کنند. گروپ فانکشن یک طرح درست است و در دنتیشن ساییدهی بزرگسال اغلب حالت طبیعی محسوب میشود، نه نقصی که باید اصلاح شود. تبدیل یک گروپ فانکشن سالم و بدون علامت به گاید کانین، فقط چون کتاب این را ترجیح میدهد، توجیهی ندارد.
نقش در تصمیمگیری درمانی
دو مسئله اینجا تعیینکننده است. اول، خود کانین. اگر کانین استخوان و PDL کافی برای ایستادن زیر بار لترال بهتنهایی نداشته باشد، گذاشتن کل گایدنس روی آن میتواند به اورلودینگ همان کانین منجر شود، یعنی دقیقاً همان چیزی که قرار بود از آن جلوگیری شود. پس قبل از هر تصمیمی باید وضعیت واقعی کانین دیده شود، نه فرض اینکه کانین همیشه آمادهی این نقش است.
دوم، ایمپلنتهای خلفی، که اینجا منطق ماجرا را عوض میکنند. ایمپلنت PDL ندارد و این دو پیامد دارد. یکی اینکه در آن رفلکس محافظتی نورومسکولار شرکت نمیکند، چون فیدبک پروپریوسپتیو ندارد. دیگری اینکه زیر بار، حرکت و اینتروژن میکروسکوپی ندارد، پس نمیتواند نیروی لترال را جذب کند و این نیرو مستقیم به اینترفیس استخوان و ایمپلنت میرسد. نتیجه این است که نمیخواهیم یک ایمپلنت خلفی اصلاً تماس excursive بگیرد. دیسکلوژن فوری حین excursion که گاید کانین فراهمش میکند، باعث میشود ایمپلنت خلفی فقط در MIP و آن هم بهصورت اگزیال بار بگیرد و در حرکت لترال کاملاً از تماس خارج باشد. به این معنا، در حضور ایمپلنت خلفی، گاید کانین یک ترجیح سلیقهای نیست، یک سازوکار محافظتی است.
اما این کل منطق روی یک فرض ایستاده: اینکه کانین واقعاً بتواند از پس این نقش بربیاید. اگر خود کانین کامپرومایز باشد یا خودش ایمپلنت باشد، این فرض میشکند و باید سراغ طرح دیگری رفت که کل بار اکسکورسیو را روی یک نقطهی ناتوان جمع نکند.
محتوای این صفحه برای استفادهٔ آموزشی دندانپزشکان و دانشجویان دندانپزشکی تهیه شده است.