در BOPT، فینیشلاین یک «خط ثابت» نیست؛ بلکه محدودهای است که بعداً تعریف میشود. این منطق را میتوان، جدا از فلسفهی کامل BOPT، در برخی موقعیتهای ترمیمی بهصورت تطبیقی به کار گرفت.
در بسیاری از کیسها، بهویژه زمانی که یکی از دیوارهها با آمالگام قدیمی یا ترمیم سابجینجیوال درگیر است، تعریف یک فینیشلاین کلاسیک و دقیق عملاً ممکن نیست. تلاش برای ایجاد chamfer یا shoulder مشخص در این شرایط، اغلب یا منجر به بیشتراشی میشود یا به violation بیولوژیک.
در حالیکه سایر دیوارهها میتوانند با مثلا فینیش لاین slope shoulder استاندارد تراش داده شوند، این دیوارهی خاص واقعیت متفاوتی دارد.
وقتی «خط» نداریم، بهجای آن محدوده تعریف میکنیم.
در دیوارههایی که ترمیم قدیمی تا زیر لثه امتداد یافته است، استفاده از تراش عمودی با فرز knife-edge بهجای تلاش برای ایجاد یک فینیشلاین مشخص، یک تصمیم آگاهانه است؛ نه بیدقتی.
در این رویکرد:
اینجا صحبت از اجرای BOPT نیست. صحبت از قرض گرفتن منطق فینیشلاین عمودی در شرایطی است که دیواره قابل تعریف نیست.
گاهی فینیشلاین عمودی نه یک فلسفهی بیولوژیک کامل، بلکه یک ابزار هندسی تطبیقی برای حفظ بافت، کنترل تراش، و جلوگیری از خطای اجباری است.
وقتی شرایط کلینیکی اجازهی فینیشلاین کلاسیک نمیدهد، تبدیل «خط» به «محدوده» یک تصمیم بالینی بالغ و قابل دفاع است.