در مطالعهی Rasperini و همکاران، بیماران مبتلا به بیماری پریودنتال به مدت ۱۰ سال پیگیری شدند و تغییرات استخوان اطراف دندانهای درمانشده پریویی با ایمپلنتهایی که در همان بیماران قرار داده شده بودند مقایسه شد.
نتیجهی مطالعه این بود که در این بیماران و در طول زمان پیگیری، تحلیل استخوان اطراف ایمپلنتها بهطور متوسط بیشتر از دندانها گزارش شد در حالی که هر دو تحت یک برنامهی نگهدارنده و پیگیری بالینی مشابه قرار داشتند.
این نتیجه از نظر طراحی مطالعه قابل قبول است، اما تفسیر آن بدون توجه به ماهیت ایمپلنت میتواند گمراهکننده باشد.
🔴 ایمپلنت ذاتاً با دندان فرق دارد.
دندان:
در مقابل، ایمپلنت:
به همین دلیل، ایمپلنت اگر قرار است عملکرد پایداری داشته باشد، باید از ابتدا بهصورت یک سیستم «خودمحافظ» درمان شود؛ با جراحی دقیق، رعایت اصول حفظ استخوان و طراحی پروتزی که نقش دفاعی داشته باشد.
پس وقتی در یک مطالعه، ایمپلنت و دندان در چارچوب نگهدارنده مشابه کنار هم قرار میگیرند و ایمپلنت تحلیل بیشتری نشان میدهد، این الزاماً به معنای ضعف ذاتی ایمپلنت نیست؛ بلکه میتواند بازتاب این واقعیت باشد که ایمپلنت را نمیتوان دقیقاً با همان منطق دندان درمان پیگیری و در نهایت قضاوت کرد.