تصور کنید در یک شرایط کلینیکی توصیف شده، انتخاب شما حفظ یک دندان questionable است یا کشیدن دندان و جایگزینی با ایمپلنت.
ما در اینجا دنبال این نیستیم که آیا دندان خوب است یا ایمپلنت. سؤال اصلی این است:
در یک شرایط بالینی مشخص، کدام را انتخاب کنیم؟ دندان یا ایمپلنت؟
قبل از هر مقایسهای، اینها روشن است:
پس اینجا بحث «دندان غیرقابلحفظ» نیست.
وقتی یک شرایط بالینی توصیف میشود، معمولاً ذهن ما:
اما ذهن من دنبال روشی بود که بتوانم شرایط غیرقابل پیشبینی را تفسیر کنم و تصمیم بگیرم.
اسم این رویکرد را گذاشتم Meta Decision Method و این روش دقیقاً برای همین جاست.
بهجای تحلیل کل شرایط بالینی، ما:
ما ویژگیهای بیولوژیک، فیزیولوژیک، بیومکانیک و رفتاری هر دو سیستم را از قبل میدانیم.
وقتی مشخص شد ویژگی غالب شرایط چیست، میپرسیم:
دندان در برابر این ویژگی چه رفتاری دارد؟
ایمپلنت چه رفتاری دارد؟
سیستمی که رفتار منطقیتر و پایدارتر دارد، انتخاب میشود.
اینجا بررسی میکنیم:
تصمیم از دل رفتار سیستم بیرون میآید، نه از درصد مقاله.
اینجا میسنجیم:
کدام سیستم در این زمینه پایدارتر است؟
از نگاه بیمار، معمولاً اینها مهماند:
Meta Decision اجازه میدهد این فاکتورها بهصورت فیلتر نهایی وارد تصمیم شوند، نه اینکه تصمیم را از ابتدا منحرف کنند.
Meta Decision یعنی:
اول بفهمیم مسئلهی اصلی چیست،
بعد رفتار سیستمها را مقایسه کنیم،
نه اینکه در مقالهها گم شویم.
این روش تصمیمگیری، هم ذهن را آرام میکند و هم تصمیم را بالینیتر و قابل دفاعتر میسازد.