این نوتکست جمعبندی اصول طراحی لبخند است؛ رویکردی تحلیلی که از بررسی صورت شروع میشود و به دندان و تناسبات آن ختم میگردد.
این چارچوب بر اساس قواعد مطرحشده توسط McLaren شکل گرفته است.
طراحی لبخند یک فرآیند مرحلهبهمرحله است؛
حرکتی از ماکرو (صورت و لبخند) به میکرو (دندان و متریال).
هدف این تحلیل مشخص کردن این است که آیا با درمان پروتزی به نتیجه زیبایی میرسیم
یا به مداخلات فراتر نیاز داریم.
🔹 ماکروآنالیز و تعیین لبه اینسایزال
اولین قدم، بررسی هارمونی صورت و تقسیمات آن با خطوط افقی به صورت یک سوم،یک سوم است.
بعد از این مرحله موقعیت ایدهآل لبه اینسایزال دندانهای قدامی فک بالا تعیین میشود؛
بر اساس میزان نمایش دندان در حالت استراحت و هنگام لبخند.
🔹 قانون 4-2-2 McLaren
۴ میلیمتر: در حالت استراحت، حدود ۴ میلیمتر از سانترالهای بالا دیده شود
۲ میلیمتر: در لبخند کامل، بیش از ۲ میلیمتر لثه نمایان نشود
۲ میلیمتر: فاصله خط اینسایزال تا لب پایین حداکثر ۲ میلیمتر باشد
این مقادیر «اعداد طلایی مطلق» نیستند؛
بلکه نقطه شروع طراحیاند و باید بر اساس صورت و ترجیح بیمار تنظیم شوند.
🔹 آنالیز دنتوجینجیوال و میدلاین
سطح لثه چهار دندان قدامی تقریباً همسطح است
لترالها معمولاً کمی اینسیزالتر از سانترالها قرار میگیرند
قوس لثه (Scallop) ایدهآل حدود ۴ تا ۵ میلیمتر است
میدلاین باید عمودی باشد؛ انحراف تا ۴ میلیمتر قابل قبول است
🔹 تناسبات دندانی
طول نرمال سانترال: حدود ۱۰٫۵ تا ۱۲ میلیمتر
نسبت عرض به طول ایدهآل: ۷۵ تا ۸۰ درصد
لترالها: ۱ تا ۲ میلیمتر کوتاهتر از سانترال
نیشها: حدود ۰٫۵ تا ۱ میلیمتر کوتاهتر از سانترال
با حرکت به سمت دیستال، دندانها باید کوچکتر به نظر برسند
🔹 قانون 1-2-3-4-5
عرض لترال ≈ دو سوم عرض سانترال
عرض نیش ≈ چهار پنجم عرض لترال
📌 جمعبندی
قوانین McLaren نسخه درمان نیستند؛
یک چارچوب ذهنی سریعاند برای تحلیل زیبایی قبل از ورود به فاز درمان.
طراحی لبخند، قبل از هر چیز، «دیدن درست» است.
🌟 دکتر فواد شهابیان
متخصص پروتزهای دندانی و ایمپلنت