معماری اطلاعات یعنی چه
متنِ این قسمت
دندانپزشکی را در نظر بگیر که اولین متن سایتش را نوشته است، جواب این سؤال که «ایمپلنت درد دارد؟». چون سایت فقط همین یک متن را دارد، آن را روی صفحهی اول سایت میگذارد. لینکش را برای چند بیمار میفرستد و در بیو اینستاگرام هم میگذارد.
ماه بعد میخواهد جواب «بعد از عصبکشی دندانم هنوز درد میکند، طبیعی است؟» را بنویسد، و میبیند جایی برایش ندارد. صفحهی اول مال ایمپلنت است. اگر عصبکشی را هم زیر همان صفحه بنویسد، صفحه دربارهی دو موضوع میشود. اگر بخواهد صفحهی اول را به فهرستی از موضوعها تبدیل کند، متن ایمپلنت باید به آدرس تازهای منتقل شود، و همهی لینکهایی که برای بیمارها فرستاده و در بیو گذاشته دیگر به آن متن نمیرسند.
این مشکل از متن دوم شروع نشد. از همان روزی شروع شد که متن اول بدون اینکه جای متنهای بعدی معلوم باشد نوشته شد. معماری اطلاعات یعنی پیش از نوشتن اولین متن تصمیم بگیری متنهای سایت چطور گروه میشوند و هر متن کجا مینشیند، حتی متنهایی که هنوز نوشته نشدهاند.
یک مثال
فرض کن این هشت سؤال را از بیمارهایت شنیدهای (مثال فرضی):
- ایمپلنت درد دارد؟
- بعد از کشیدن دندان چقدر صبر کنم تا ایمپلنت بگذارم؟
- بعد از عصبکشی دندانم هنوز درد میکند، طبیعی است؟
- دندانی که عصبکشی شده حتماً روکش میخواهد؟
- دندان مصنوعیام لق است، چه کار کنم؟
- ایمپلنت بهتر است یا دندان مصنوعی؟
- مطب پنجشنبه باز است؟
- بیمه تکمیلی قبول میکنید؟
اگر اینها را بر اساس موضوع کنار هم بگذاری، چهار گروه به دست میآید:
- ایمپلنت
- ایمپلنت درد دارد؟
- بعد از کشیدن دندان چقدر صبر کنم تا ایمپلنت بگذارم؟
- ایمپلنت بهتر است یا دندان مصنوعی؟
- عصبکشی
- بعد از عصبکشی دندانم هنوز درد میکند، طبیعی است؟
- دندانی که عصبکشی شده حتماً روکش میخواهد؟
- دندان مصنوعی
- دندان مصنوعیام لق است، چه کار کنم؟
- مطب
- مطب پنجشنبه باز است؟
- بیمه تکمیلی قبول میکنید؟
با این گروهبندی، دندانپزشک مثال ما از روز اول میداند متن ایمپلنت در گروه ایمپلنت مینشیند، نه روی صفحهی اول. متن عصبکشی هم که ماه بعد نوشته میشود جای خودش را دارد و به متن اول دست نمیزند. صفحهی اول سایت هم آزاد میماند تا بعداً بیمار را به همین گروهها راهنمایی کند.
اسم گروهها را از زبان بیمار بگیر
در مثال بالا اسم گروهها «عصبکشی» و «دندان مصنوعی» است، نه «اندو» و «پروتز متحرک». دندانپزشک به طور طبیعی با دستهبندی کتابهای درسی فکر میکند، ولی بیمار این دستهها را نمیشناسد. اسم گروه در منوی سایت، در عنوان متنها و در لینکها تکرار میشود، و بیماری که کلمهی «اندو» را نمیشناسد از کنار گروهی با این اسم رد میشود، حتی اگر جوابش دقیقاً همانجا باشد.
دو موقعیتی که پیش میآید
بعضی سؤالها به هیچ گروه درمانی نمیخورند، مثل ساعت کار یا بیمه در مثال بالا. این سؤالها معمولاً دربارهی خود مطباند، و جایشان کنار اطلاعات مطب است، یعنی همان جایی که آدرس و تلفن نوشته شده.
بعضی سؤالها هم به دو گروه میخورند، مثل «ایمپلنت بهتر است یا دندان مصنوعی؟». این سؤال را فقط در یک گروه بگذار، همان گروهی که بیمار با این سؤال بیشتر به آن فکر میکند. در مثال ما بیمار دارد دربارهی ایمپلنت تصمیم میگیرد، پس جایش گروه ایمپلنت است. از متن دندان مصنوعی میشود با یک لینک به آن رسید، ولی خود متن در دو جا نوشته نمیشود.
همین سایت
سایت دنتکست، که این متن را در آن میخوانی، همینطور ساخته شده است. محتوای آن در چند گروه جدا نشسته و هر گروه اسم خودش را دارد. بعضی گروهها صدها متن دارند و بعضی فقط چند متن، ولی همه از روز اول جای مشخصی داشتهاند. وقتی متن تازهای نوشته میشود، فقط به گروه خودش اضافه میشود و شمارندهی همان گروه یکی بالا میرود، بدون اینکه به هیچ متن دیگری در سایت دست زده شود. اگر این گروهبندی بعد از صدها متن انجام میشد، باید آدرس همهی آن متنها عوض میشد.

تمرین
همان کاری را که در مثال دیدی با سؤالهایی که از بیمارهای خودت جمع کردهای انجام بده. هر سؤال را در یک خط بنویس، سؤالهای همموضوع را کنار هم بگذار، و برای هر گروه اسمی بنویس که بیمار به کار میبرد. سؤالهایی که دربارهی خود مطباند در گروه «مطب» بروند.
نتیجه یک صفحه است که چند گروه دارد و زیر هر گروه چند سؤال. بیشتر این سؤالها هنوز متنی ندارند و این اشکالی ندارد، چون این صفحه فقط جای آنها را معلوم میکند.
معیار درستی سه چیز است. هر سؤال دقیقاً در یک گروه باشد. اسم هیچ گروهی کلمهای نباشد که بیمار به زبان نمیآورد. و اگر هفتهی بعد بیماری سؤال تازهای پرسید، بتوانی بدون تغییر دادن گروهها بگویی آن سؤال کجا میرود. اگر برای جا دادن یک سؤال تازه مجبور شدی گروهها را از نو بچینی، گروهبندی هنوز با فکر بیمار جور نشده است.