Insight 51 — نکاتی در مورد درمان دیجیتالی بیمار کاملاً بیدندان
تاریخ انتشار:
آخرین بازبینی:
English
توضیح بالینی
در درمانِ دیجیتالِ فولآرچِ بیمارِ کاملاً بیدندان، VDِ ثبتشده در مرحلهی اسکن را قطعی نمیگیرم بلکه تخمینی میدانم که با پترن رزینِ تنظیمشده در دهان تأیید و اصلاح میشود؛ توازیِ ریجها فقط یک سرنخِ بصری است، و برای مهارِ خطای تجمعیِ stitching در اسکنِ فولآرچ، رستوریشن را سگمنته و کمواحد نگه میدارم و دیتای نهایی را روی پترن رزینِ چکشده دوباره اسکن میگیرم
-
اصلِ کار — VD تخمینی است، نه قطعی
در درمانهای فولآرچِ دیجیتال، مهمترین نکتهای که خودم همیشه رعایت میکنم این است که VDِ بهدستآمده در مرحلهی اسکن را قطعی در نظر نمیگیرم. آن را یک تخمین میدانم، یک نقطهی شروعِ منطقی که قرار است بعداً و با یک واسطهی فیزیکی تأیید یا اصلاح شود.
کلِ منطقِ کارِ من روی همین بنا شده است. -
نگاه به موازی بودنِ ریجها فقط یک سرنخِ بصری است
سرِ اسکن، برای اینکه بفهمم در ثبتِ VD خطای فاحش ندادهام، به رابطهی ریجِ فک بالا و پایین نگاه میکنم. وقتی دندانهای بیمار با فاصلههای زمانیِ خیلی زیاد از هم کشیده نشده باشند و ریج پستیوبلندیِ شدید نداشته باشد، در یک VDِ منطقی معمولاً ریجِ بالا و پایین تقریباً با هم موازی هستند. این یک راهنمای بصریِ سریع روی مانیتورِ اسکنر یا لپتاپ است.
اما این را بهعنوان روشِ تأیید VD به کار نمیبرم و توصیه هم نمیکنم که کسی به آن به این چشم نگاه کند. موازی بودن بیشتر تابعِ آناتومی و الگوی تحلیلِ استخوانِ دو فک است تا تابعِ درستیِ VD. به همین دلیل هم استثنا زیاد دارد؛ مثلاً در نواحیِ خلفیِ همین بیمار، چون دندانهای آن ناحیه خیلی وقت پیش کشیده شدهاند، تحلیلِ استخوان بیشتر اتفاق افتاده و توازی بههم میخورد، در حالی که در نواحیِ قدام مشکلی نیست. پس این نشانه صرفاً کمک میکند خطای فاحش نکنم، نه اینکه بگوید به VDِ درست رسیدهام. -
سگمنت کردنِ قوس و کم نگهداشتنِ تعدادِ واحدها
وقتی فولآرچ را اسکن میکنم و بیمار کاملاً بیدندان است، هیچوقت سعی نمیکنم دو سمتِ قوس را در یک قطعه به هم وصل کنم. رستوریشنها را تا حدِ ممکن با تعدادِ واحدِ کم میگیرم؛ مثلاً رستوریشنهای یک فکِ کامل ممکن است ۳ یا ۴ قسمت شود.
دلیلش هم محدودیتِ واقعیِ اسکنِ فولآرچ است. خطای stitching روی طولِ قوس تجمعی میشود، پس هرچه ناحیهی موردِ اسکن بلندتر باشد، انحرافِ بین دو نقطهی دور (مثلاً دو ایمپلنتِ خلفیِ دو سمت) بیشتر میشود. وقتی پروتز را کوتاه و سگمنته نگه میدارم، باعث میشود این خطای تجمعی تشدید نشود و بریجها که کوچکتر ساخته میشوند خطای کمتری داشته باشند. هر سگمنت فقط لازم است روی اسپنِ کوتاهِ خودش دقیق باشد. -
پترن رزین؛ جایی که تأییدِ واقعی اتفاق میافتد
چون VD و رابطهای که سرِ اسکن ثبت کردهام را تخمینی میدانم، حتماً پترن رزین درخواست میکنم. تخمین آنقدر پرت نیست که لابراتوار نتواند اباتمنتهای اصلی را طراحی کند، پس بر اساسِ همان دیتا پترن رزین ساخته میشود.
جلسهی بعد پترن رزینها را در دهان چک میکنم و VD و رابطه را روی همانها بررسی و تنظیم میکنم. در نهایت، همزمان با حضورِ پترن رزینِ تنظیمشده در دهان، دوباره اسکن میگیرم تا دیتای کافی برای ساختِ روکشهای اصلی به لابراتوار برسد. دیتای نهایی دیگر آن اسکنِ تخمینیِ اول نیست؛ اسکنِ یک رستوریشنِ موقتی و واسطهای است که در دهان چک و تصحیح شده است. -
نکته کلیدی — یک ریشهی واحد
همهی تکنیکهای ذکرشده از یک ریشهی واحد میآیند: به اسکنِ خامِ فولآرچ بهتنهایی اعتماد نمیکنم و تأییدِ نهایی را به یک مرجعِ فیزیکی میسپارم.
محتوای این صفحه برای استفادهٔ آموزشی دندانپزشکان و دانشجویان دندانپزشکی تهیه شده است.