DentCast
DentCast
دکتر فواد شهابیان

MetaNote 13

سندرم بیمار آشنا

تاریخ انتشار: آخرین بازبینی:
English

بین دندان‌پزشک‌ها یک باور رایج هست. می‌گویند وقتی برای یک آشنا کار می‌کنی، کار خراب می‌شود. اتفاق‌های عجیب می‌افتد، عوارض پیش می‌آید، چیزهایی که در کار روزمره کمتر می‌بینی. اسمش را گذاشته‌اند سندرم بیمار آشنا. طوری از آن حرف می‌زنند که انگار یک جور بدشانسی به نزدیکی و آشنایی چسبیده.


به نظرم رابطه‌ی علت و معلول برعکس فهمیده می‌شود

من فکر می‌کنم رابطه‌ی علت و معلول اینجا برعکس فهمیده می‌شود. مشکل خودِ آشنایی نیست. مشکل این است که آشنایی تو را وادار می‌کند از خط‌قرمزهای خودت رد شوی تا طرف راضی شود. آن عدول ناخودآگاه از اصول درمانی، پیش‌زمینه‌ی همه‌ی آن اتفاق‌های عجیب است. اول اصولت را کنار می‌گذاری، بعد عارضه می‌بینی، و در آخر اسمش را می‌گذاری سندرم.


یک مثال: سوالِ تشخیصی یا توجیه؟

یکی از همکارها چند وقت پیش درباره‌ی شرایط یک بیمار آشنا برای لمینیت سرامیکی سوال می‌کرد. از همان سوال‌ها معلوم بود بیمار کاندید مناسب لمینیت نیست. ولی نوع سوال‌ها حالت تشخیصی نداشت. دنبال یک توجیه بود تا درمان را شروع کند. به نظرم می‌خواست جلوی آن آشنا شرمنده نشود و نتواند نه بگوید.

بهش گفتم همان سندرم بیمار آشنا که می‌گویند دقیقا از همین‌جا شکل می‌گیرد. قبل از هر عارضه‌ای، یک جای کار تو ناخودآگاه از اصولت کوتاه آمده‌ای تا بیمار آشنا را راضی کنی. عارضه نتیجه‌ی آن کوتاه‌آمدن است، نه نتیجه‌ی آشنایی.


برای همین فکر می‌کنم اسم دقیق‌تر این پدیده سندرم بیمار آشنا نیست. چیزی که اتفاق می‌افتد شکستن اصول تحت فشار رابطه است. آشنا فقط آن چیزی است که فشار را می‌آورد. اگر اصولت سر جایش بماند، آشنا بودن بیمار هیچ عارضه‌ای اضافه نمی‌کند.

اسم دقیق‌تر این پدیده «سندرم بیمار آشنا» نیست؛
شکستن اصول تحت فشار رابطه است. اگر اصولت سر جایش بماند، آشنا بودنِ بیمار هیچ عارضه‌ای اضافه نمی‌کند.

محتوای این صفحه برای استفادهٔ آموزشی دندان‌پزشکان و دانشجویان دندان‌پزشکی تهیه شده است.

دکتر فواد شهابیان متخصص پروتزهای دندانی و ایمپلنت

جستجوی سراسری دنت‌کست