DentCast
DentCast
دکتر فواد شهابیان
Share Hub

حد تراش لمینیت: از فلدسپاتیک تا CAD/CAM

English

کانسپت لمینیت با حداقل تراش جدید نیست و به اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ برمی‌گردد. در آن دوره مشخص شد که اگر سطح داخلی پرسلن با هیدروفلوریک اسید اچ شود، می‌توان آن را با کامپوزیت رزینی به مینای اچ‌شده باند کرد. از آن پس گیر لمینیت از باند تأمین می‌شد و دیگر به شکل تراش وابسته نبود. به همین دلیل از لمینیت‌های فلدسپاتیک استفاده شد تا فرم دندان با کمترین تراش ممکن بازسازی شود.

امروزه مواد سرامیکی متنوع‌تری در دسترس است. هر یک از این مواد حداقل ضخامتی دارد که اگر لمینیت نازک‌تر از آن ساخته شود، احتمال شکستن آن بالا می‌رود. همین حداقل ضخامت، میزان تراش لازم را تعیین می‌کند.

∆ اصل پایه

میزان تراش دست‌کم باید برابر با حداقل ضخامت ماده‌ی انتخاب‌شده باشد. اگر تراش کمتر باشد، لمینیت از فرم طبیعی دندان بیرون می‌زند (اورکانتور) و در مارجین، یعنی جایی که لبه‌ی لمینیت به دندان می‌رسد، پله ایجاد می‌شود. این پله محل تجمع پلاک است و به التهاب لثه منجر می‌شود.

عمق تراش از سطح ماک‌آپ اندازه‌گیری می‌شود. ماک‌آپ نمونه‌ی موقتی از فرم نهایی دندان است که از روی وکس‌آپ و با کامپوزیت موقت روی دندان ساخته می‌شود. اگر فرم دندان قرار نباشد تغییر کند، سطح ماک‌آپ همان سطح فعلی دندان است.

∆ لمینیت‌های فلدسپاتیک

پرسلن فلدسپاتیک قدیمی‌ترین سرامیک دندانی است و از نظر نوری بیشترین شباهت را به مینای طبیعی دارد. این لمینیت‌ها به روش دستی ساخته می‌شوند. تکنسین پودر سرامیک را با مایع مخصوص مخلوط می‌کند و آن را لایه‌لایه روی دای رفرکتوری (مدل مقاوم به حرارت) یا فویل پلاتین می‌پزد.

لمینیت‌های فلدسپاتیک زیبایی‌ای در حد دندان طبیعی دارند. ضخامت آن‌ها در ضخیم‌ترین قسمت از حدود ۰٫۵ میلی‌متر شروع می‌شود و در مارجین‌ها به حداقل می‌رسد. از نظر تکنیکی، ضخامت متوسط آن‌ها حدود ۰٫۳ میلی‌متر در نظر گرفته می‌شود. بنابراین فلدسپاتیک کم‌ضخامت‌ترین گزینه در میان لمینیت‌های سرامیکی است. با این حال، استحکام این سرامیک به‌تنهایی پایین است و دوام آن به باند محکم به مینا بستگی دارد.

∆ لمینیت‌های پرس

رایج‌ترین ماده در این روش لیتیوم دی‌سیلیکات است که نمونه‌ی شناخته‌شده‌ی آن e.max Press است. این ماده استحکام بیشتری از فلدسپاتیک دارد. لمینیت‌های پرس با تکنیک حذف موم ساخته می‌شوند. ابتدا فرم لمینیت با موم ساخته می‌شود و سپس موم با حرارت از بین می‌رود. در مرحله‌ی بعد، اینگات سرامیکی در کوره نرم و در فضای خالی موم تزریق می‌شود.

پس از این مرحله، دو روش برای تکمیل لمینیت وجود دارد:

∆ لمینیت‌های CAD/CAM

در این روش، لمینیت با نرم‌افزار طراحی و از یک بلوک آماده‌ی سرامیک میل می‌شود. بلوک‌های رایج برای لمینیت e.max CAD (لیتیوم دی‌سیلیکات) و Celtra Duo (لیتیوم سیلیکات تقویت‌شده با زیرکونیا) هستند.

لمینیت‌های CAD/CAM نیز مانند پرس به دو صورت مونولیتیک یا لایه‌گذاری‌شده ساخته می‌شوند و محدودیت‌های زیبایی مشابهی دارند. با این حال، این لمینیت‌ها حتی در حالت مونولیتیک به تراش بیشتری نسبت به فلدسپاتیک نیاز دارند، زیرا لبه‌های بسیار نازک در فرایند میلینگ دچار لب‌پریدگی می‌شوند.

∆ حداقل تراش بر اساس ماده (میلی‌متر، از سطح ماک‌آپ)

مادهسرویکاللبیالاینسایزال
فلدسپاتیک۰٫۳۰٫۳–۰٫۵۱–۱٫۵
e.max Press – thin veneer۰٫۳۰٫۳۰٫۴
e.max Press – veneer معمولی یا لایه‌گذاری‌شده۰٫۶۰٫۶۰٫۷
e.max CAD – thin veneer۰٫۴۰٫۴۰٫۵
e.max CAD – veneer معمولی۰٫۶۰٫۶۰٫۷
Celtra Duo۰٫۴۰٫۶۱–۱٫۵

مقادیر e.max و Celtra Duo از دستورالعمل کارخانه‌های سازنده و مقادیر فلدسپاتیک از منابع مرجع گرفته شده است.

∆ تفاوت thin veneer و veneer معمولی

thin veneer و veneer معمولی از یک ماده ساخته می‌شوند و تفاوت آن‌ها فقط در حداقل ضخامت مجاز است. کارخانه ساخت thin veneer را با ضخامت کمتر به سه شرط مجاز دانسته است: تراش در مینا باشد، مارجین اینسایزال روی سطوح سایشی یا در مسیر حرکات فک قرار نگیرد، و لمینیت فقط به‌صورت مونولیتیک با استین سطحی ساخته شود. بنابراین لایه‌گذاری برای thin veneer مجاز نیست. veneer معمولی ضخامت استاندارد ماده را دارد و امکان لایه‌گذاری و پوشاندن بهتر رنگ زمینه را فراهم می‌کند. در لمینیت‌های لایه‌گذاری‌شده‌ی e.max، دست‌کم نیمی از ضخامت کل باید از سرامیک پرس‌شده باشد.

∆ تغییر رنگ و عمق تراش

مقادیر جدول حداقل ضخامت لازم برای حالتی است که رنگ دندان تغییر زیادی نمی‌کند. هرچه فاصله‌ی رنگ فعلی دندان با رنگ نهایی بیشتر باشد، سرامیک ضخیم‌تری لازم است.

در لمینیت‌های فلدسپاتیک، به‌ازای هر گام تغییر رنگ حدود ۰٫۲ میلی‌متر ضخامت لازم است، اما گام اول با همان حداقل ۰٫۳ میلی‌متر تأمین می‌شود. منظور از گام رنگ، فاصله‌ی دو رنگ متوالی در یک گروه از شید راهنمای ویتا است. برای مثال، تغییر رنگ از A3 به A1 دو گام محسوب می‌شود: A3 به A2 و A2 به A1. بنابراین در فلدسپاتیک حدود ۰٫۵ میلی‌متر (۰٫۳ + ۰٫۲) تراش در سطح لبیال لازم است. این قاعده تجربی است و عدد دقیقی محسوب نمی‌شود.

در e.max این قاعده را نمی‌توان مستقیماً به کار برد، زیرا پوشاندن رنگ در e.max بیشتر به میزان شفافیت اینگات (در پرس) یا بلوک (در CAD) بستگی دارد. اینگات‌های HT (High Translucency) بیشترین شفافیت را دارند، LT (Low Translucency) شفافیت کمتری دارند و MO (Medium Opacity) برای پوشاندن زمینه‌ی تیره‌تر به کار می‌روند. برای تغییر رنگی مانند A3 به A1، همان حداقل ضخامت جدول (۰٫۶ میلی‌متر در لبیال) معمولاً کافی است، به شرط آنکه رنگ دندان تراش‌خورده به لابراتوار اعلام شود.

باید توجه داشت که ضخامت ۰٫۶ میلی‌متر در یک‌سوم سرویکال بیشتر از ضخامت مینای این ناحیه است و ممکن است تراش به عاج برسد. به همین دلیل، در تغییر رنگ‌های خفیف، فلدسپاتیک امکان حفظ مینای بیشتری را فراهم می‌کند.

∆ نکات بالینی

∆ منابع

جستجوی سراسری دنت‌کست