DentCast
DentCast
دکتر فواد شهابیان

DentAI – سایش دندان مقابل در برابر روکش‌های سرامیکی: زیرکونیا واقعاً مقصر است؟

English

باور رایج این است که چون زیرکونیا خیلی سخت است، دندان مقابلش را بیشتر می‌ساید. این نوشته با تکیه بر دو متاآنالیز (Solá-Ruíz و همکاران ۲۰۲۰؛ Rosa و همکاران ۲۰۲۶) نشان می‌دهد این منطق به این سادگی درست درنمی‌آید: زیرکونیا خودش هم ساییده می‌شود، فلدسپاتیک با finish خوب کمترین سایش را ایجاد می‌کند، و آنچه واقعاً در دستِ توست کیفیتِ پالیش است، نه فقط انتخابِ جنس.

یک باور رایج این است که چون زیرکونیا خیلی سخت است، دندان مقابلش را می‌ساید، و گاهی همین فرض در انتخاب ماده تعیین‌کننده می‌شود. سوال این است که آیا داده‌های بالینی این را تایید می‌کنند.

نقطه مرجعی که باید در ذهن داشته باشی: سایش طبیعی مینا در تماس با مینای طبیعی، سالانه حدود ۲۰ تا ۴۰ میکرون است. هر سایشی که از یک کراون می‌بینی را باید نسبت به همین مقدار بسنجی، نه به‌صورت مطلق. این موضوع کم‌اهمیت نیست، چون حدود یک‌سوم تا دوپنجم بیماران پروتز ثابت با گذشت زمان درجاتی از سایش مینا در دندان مقابل را نشان می‌دهند، که می‌تواند به کاهش بعد عمودی و تغییر در جویدن منجر شود.

صورت مسئله: آیا سختیِ ماده یعنی سایشِ بیشتر؟

پایه‌ی آن فرض رایج، سختیِ ماده است. میزان سختیِ مینا را مبنا بگیر. فلدسپاتیک کمی از مینا سخت‌تر است، لیتیوم دی‌سیلیکات از آن سخت‌تر، و سختیِ زیرکونیا تقریباً سه تا چهار برابرِ مینا‌ست. پس منطقی به نظر می‌رسد که سخت‌ترین ماده بیشترین سایش را بدهد. کل ارزش این دو مقاله این است که نشان می‌دهند این منطق در عمل به این سادگی درست درنمی‌آید.

زیرکونیا به‌تنهایی چقدر می‌ساید؟ (Solá-Ruíz و همکاران، ۲۰۲۰)

این مقاله فقط زیرکونیای مونولیتیک را هدف گرفته و دو چیز را جدا اندازه گرفته: سایشِ دندانِ مقابل، و سایشِ خودِ کراون. این تفکیک مهم است.

سایشِ حداکثریِ دندانِ مقابل حدود ۹۵ میکرون بود، و سایشِ خودِ کراونِ زیرکونیا حدود ۵۸ میکرون. یعنی برخلافِ تصورِ رایج، زیرکونیا فقط مهاجم نیست، خودش هم ساییده می‌شود، فقط کمتر از دندانِ مقابل. تصویرِ «زیرکونیای فناناپذیر که فقط دندانِ روبرو را قربانی می‌کند» دقیق نیست.

نکته‌ی دوم که از نظرِ بالینی مهم‌تر است: سایش یک مقدارِ ثابت نیست، یک روند است که با زمان بیشتر می‌شود. و چون دندانِ مقابل تقریباً دو برابر سریع‌تر از خودِ کراون ساییده می‌شود، هرچه بیمار را بیشتر فالو کنی، فاصله‌ی بینِ سایشِ دندان و سایشِ کراون بیشتر خودش را نشان می‌دهد. این یعنی سایش را باید در فالواپ‌های بلندمدت پایش کنی، نه اینکه فرض کنی یک‌بار رخ می‌دهد و تمام.

دو نکته در موردِ این عددِ ۹۵ میکرون: این عدد یک سقفِ تخمینی است، نه یک مقدارِ قطعی. مطالعات با هم پراکندگیِ زیادی داشتند، و عددِ واقعی احتمالاً کمی پایین‌تر است. پس آن را به‌عنوانِ بدترین حالت ببین، نه میانگینِ قطعی. حتی همین سایشِ حداکثریِ زیرکونیا، از سایشی که مینای طبیعی در یک بیمارِ bruxer متحمل می‌شود کمتر است. یک bruxer می‌تواند در شش ماه بیش از ۱۶۰ میکرون مینا از دست بدهد. پس زیرکونیا را در کنارِ عواملِ مربوط به خودِ بیمار قضاوت کن، نه به‌تنهایی.

مقایسه‌ی سه ماده با هم؛ ستونِ فقراتِ تصمیم (Rosa و همکاران، ۲۰۲۶)

اینجا قاب عوض می‌شود و سه ماده کنارِ هم با یک گروهِ مرجع (تماسِ مینا با مینای طبیعی) سنجیده می‌شوند. این مقایسه است که به انتخابِ ماده مستقیم کمک می‌کند. رتبه‌بندیِ سایش از کم به زیاد:

۱. فلدسپاتیک روی متال-سرامیک.
کمترین سایش را ایجاد می‌کند. تنها ماده‌ای که سایشش با گذشتِ زمان از سایشِ طبیعیِ مینا قابل‌تفکیک نبود. محافظه‌کارانه‌ترین گزینه برای حفظِ مینای دندانِ مقابل.

۲. لیتیوم دی‌سیلیکات.
سایش بیشتر از فلدسپاتیک ولی کمتر از زیرکونیا. مزیتِ مهمش این است که نتیجه‌اش بینِ مطالعات پایدار و قابل‌اعتماد بود، یعنی می‌توانی با اطمینانِ بیشتری روی این نتیجه حساب کنی.

۳. زیرکونیا.
بیشترین سایش بینِ این سه، ولی نتیجه‌اش بینِ مطالعات پراکنده بود، یعنی این رتبه‌ی زیرکونیا در مقایسه با دیگران را باید با احتیاط قبول کنی، نه به‌عنوانِ حکمِ قطعی.

الگوی زمانی هم در فالوآپ مشخص می‌شود: سایشِ زیرکونیا در حدودِ یک سال به اوج می‌رسد، و سایشِ لیتیوم دی‌سیلیکات زودتر، در ماه‌های اول. بعد از آن روند کند می‌شود، چون با ساییده‌شدنِ سطوح، تماس‌ها پهن‌تر می‌شوند و فشار روی واحدِ سطح کم می‌شود.

نکته‌ای که احتمالاً برعکس فکر می‌کردی: فلدسپاتیک

شاید مثلِ خیلی‌ها فکر کنی فلدسپاتیک بیشترین سایش را می‌دهد. در این مقاله برعکس بود: فلدسپاتیک کم‌سایش‌ترین ماده بود، احتمالاً چون سختیِ آن از همه به مینا نزدیک‌تر است.

چرا این با شهودِ رایج فرق دارد؟ آن باورِ قدیمی از فلدسپاتیکِ خام، glaze‌نشده یا زبر می‌آید که واقعاً ساینده بود. در این مقاله فلدسپاتیک به‌صورتِ veneer روی متال-سرامیک و با finish مناسب استفاده شده، نه فلدسپاتیکِ تاریخیِ زبر. پس مقایسه «فلدسپاتیک با سطحِ خوب» در برابرِ زیرکونیا و دی‌سیلیکات است، و این تفاوت کلیدِ رفعِ آن سوءتفاهم است.

یک احتیاط: نتیجه‌ی کم‌سایش‌بودنِ فلدسپاتیک هرچند جهتش روشن است، تا حدی از پراکندگیِ بالای داده می‌آید. پس به آن به‌عنوانِ یک گرایشِ قوی نگاه کن، نه ضمانتِ کاملِ بی‌ضرربودن؛ یعنی مطالعات نتایجِ متنوعی نشان دادند و پراکندگیِ نتایج بود.

دو نوع مقایسه که نباید قاطی شوند

اینجا یک نکته‌ی ظریف هست که اگر روشن نشود، نتیجه‌گیریِ مقاله گیج‌کننده می‌شود. سایشِ هر ماده را می‌شود به دو شکل سنجید، و این دو شکل جواب‌های متفاوتی می‌دهند.

حالتِ اول، مقایسه‌ی هر ماده با دندانِ طبیعی (مینا در برابرِ مینا). اینجا تصویر روشن است: زیرکونیا و لیتیوم دی‌سیلیکات هر دو به‌طورِ قطعی دندانِ مقابل را بیشتر از حدِ طبیعی می‌سایند. ولی فلدسپاتیک رفتارش عملاً شبیهِ خودِ مینای طبیعی است و سایشِ اضافه‌ی قابل‌توجهی ایجاد نمی‌کند. پس وقتی هرکدام را با خط‌کشِ «دندانِ طبیعی» می‌سنجی، تفاوت‌ها واقعی و قابل‌اتکا هستند.

حالتِ دوم، مقایسه‌ی مستقیمِ زیرکونیا با متال-سرامیک. اینجا نتیجه عجیب می‌شود: تفاوتِ روشنی بینشان پیدا نشد. ولی دلیلش این نیست که سایششان واقعاً برابر است. دلیلش این است که مطالعاتی که این دو را همزمان روی بیماران مقایسه کردند، نتایجشان با هم در تضاد بود. در یک مطالعه زیرکونیا به‌وضوح ساینده‌تر بود، در مطالعه‌ی دیگری برعکس، متال-سرامیک سایشِ بیشتری داد، و در مطالعه‌ی سوم تقریباً برابر بودند. وقتی این نتایجِ متناقض را روی هم می‌گذاری، همدیگر را خنثی می‌کنند و خروجیِ نهایی می‌شود «تفاوتِ پایداری پیدا نشد». این یعنی داده‌ها هنوز پراکنده و ناهماهنگ‌اند، نه اینکه ثابت شده این دو ماده مثلِ هم می‌سایند.

پس جمع‌بندیِ درست این نیست که «زیرکونیا و متال-سرامیک فرقی ندارند». برداشتِ درست این است که در مقایسه‌ی مستقیم، داده‌ی فعلی هنوز به نتیجه‌ی قطعی نرسیده، ولی همان‌طور که گفته شد، در مقایسه با مینای طبیعی، زیرکونیا قطعاً از خطِ سایشِ طبیعی عبور می‌کند و فلدسپاتیک نمی‌کند.

و این دو مقاله هم با هم تناقض ندارند. مقاله‌ی اول مقدارِ خامِ سایشِ زیرکونیا را گزارش می‌کند که یک عددِ بزرگ و چشمگیر است، و مقاله‌ی دوم همان سایش را نسبت به مینای طبیعی می‌سنجد. پیامِ مشترکِ هر دو: فرضِ «سخت‌تر یعنی ساینده‌تر» در مقایسه‌ی مستقیمِ «مواد با هم» به‌طور پایدار تایید نمی‌شود، هرچند زیرکونیا در برابرِ مینای طبیعی همچنان ساینده است.

متغیری که بیشتر از خودِ ماده در دستِ توست: polish در برابرِ glaze

این مهم‌ترین بخشِ بالینی است، چون برخلافِ سختیِ ذاتیِ ماده، کاملاً در کنترلِ توست. هر دو مقاله روی یک نکته همگرا هستند: نحوه‌ی finishِ سطح، تعیین‌کننده‌تر از خودِ نوعِ ماده است.

زیرکونیای مکانیکی پالیش‌شده با دیاموند پیست، سایشی نزدیک به مینای طبیعی دارد.

زیرکونیای glazed با زمان مشکل‌سازتر است. glaze یک لایه‌ی نازکِ سطحی است که در همان ماه‌های اول، حتی بدونِ occlusal adjustment، فرسوده می‌شود و سطحِ زبرِ زیرین را آشکار می‌کند، و همان سطحِ زبر است که سایش را بالا می‌برد.

مکانیزمِ لیتیوم دی‌سیلیکات فرق دارد. ذراتِ کریستالیِ ریزش روی مینا شیار می‌اندازند و خودشان می‌توانند مثلِ ذراتِ ساینده‌ی آزاد عمل کنند.

نتیجه‌ی عملیِ صریح: بعد از هر occlusal adjustment در کلینیک، چه موقعِ try-in چه در فالواپ، سطحِ زیرکونیا باید کامل به‌صورتِ مکانیکی پالیش شود. اتکا به glaze به‌تنهایی برای محافظت از مینای دندانِ مقابل کافی نیست.

عوامل تعدیل‌کننده‌ی دیگر

موقعیتِ رستوریشن: سایش در ناحیه‌ی مولر بیشتر از پره‌مولر است، چون نیرو و تعدادِ تماس بیشتر است.

پارافانکشن: بیماران با فعالیتِ عضلانیِ شبانه‌ی بالا تمایل به سایشِ بیشتر داشتند.

سن: سختی و یکپارچگیِ انامل با سن تغییر می‌کند و در تفسیرِ سایش باید لحاظ شود.

جمع‌بندی برای کلینیک

بیمار با سابقه‌ی tooth wear شدید یا ریسکِ بالای از دست‌رفتنِ انامل خلفی: متال-سرامیک با فلدسپاتیک veneer محافظه‌کارانه‌ترین و قابل‌پیش‌بینی‌ترین گزینه است.

نیازِ همزمان به استحکامِ متوسط و زیبایی: لیتیوم دی‌سیلیکات، با این مزیت که رفتارش قابل‌اعتمادتر است.

زیرکونیا همچنان قابلِ استفاده است، حتی در همین بیماران، به شرطِ پالیشِ مکانیکیِ درست و نگهداری در فالواپ.

پیامِ مفهومیِ کلِ مطلب: سختیِ ماده به‌تنهایی سرنوشتِ سایش را تعیین نمی‌کند. finish سطح، مکانیزمِ سایشِ هر ماده، موقعیتِ ترمیم و عواملِ بیمار، روی هم اثرِ بزرگ‌تری دارند. در مقایسه‌ی مستقیمِ زیرکونیا و متال-سرامیک، داده‌ها هنوز به برتریِ روشنِ یکی نرسیده، ولی در برابرِ مینای طبیعی، زیرکونیا ساینده است و فلدسپاتیک نه. و آنچه واقعاً در دستِ توست کیفیتِ پالیش است، نه فقط انتخابِ جنس.

محدودیتِ مهم: اکثرِ مطالعاتِ هر دو مقاله فالواپِ کوتاه تا میان‌مدت داشتند، عمدتاً تا یک سال و حداکثر دو سال. پس درباره‌ی رفتارِ سایش در بازه‌ای واقعاً بلندمدت هنوز قطعیت نداریم، و این توصیه‌ها بر پایه‌ی داده‌ی میان‌مدت است.

پرسش‌های پرتکرار

آیا زیرکونیا واقعاً دندانِ مقابل را بیشتر از سایرِ مواد می‌ساید؟
در مقایسه با مینای طبیعی بله، زیرکونیا قطعاً از سایشِ طبیعی عبور می‌کند؛ ولی در مقایسه‌ی مستقیم با متال-سرامیک، داده‌های فعلی هنوز به برتریِ روشن یکی از دو ماده نرسیده‌اند.

آیا خودِ کراونِ زیرکونیا هم ساییده می‌شود؟
بله؛ در مطالعه‌ی Solá-Ruíz، سایشِ خودِ کراونِ زیرکونیا حدود ۵۸ میکرون بود، در برابرِ حدود ۹۵ میکرون سایشِ دندانِ مقابل؛ یعنی زیرکونیا فقط مهاجم نیست، خودش هم می‌ساید.

چرا فلدسپاتیک در این مطالعه کم‌ساینده‌ترین ماده بود؟
چون به‌صورتِ veneer روی متال-سرامیک و با finish مناسب استفاده شده، نه فلدسپاتیکِ خام و زبرِ تاریخی؛ سختیِ آن هم از همه‌ی موادِ بررسی‌شده به مینا نزدیک‌تر است.

تفاوتِ پالیشِ مکانیکی و glaze در سایش چیست؟
زیرکونیای پالیش‌شده با دیاموند پیست سایشی نزدیک به مینای طبیعی دارد، اما glaze در همان ماه‌های اول فرسوده می‌شود و سطحِ زبرِ زیرین را آشکار می‌کند که سایش را بالا می‌برد؛ بعد از هر occlusal adjustment باید سطح را کامل پالیشِ مکانیکی کرد.

محدودیتِ اصلیِ این داده‌ها چیست؟
اکثرِ مطالعات فالواپِ کوتاه تا میان‌مدت داشتند، عمدتاً تا یک سال و حداکثر دو سال؛ درباره‌ی رفتارِ سایش در بازه‌ی واقعاً بلندمدت هنوز قطعیت نداریم.

"Wear in Antagonist Teeth Produced by Monolithic Zirconia Crowns: A Systematic Review and Meta-Analysis"

Solá-Ruíz MF, Baima-Moscardó A, Selva-Otaolaurruchi E, Montiel-Company JM, Agustín-Panadero R, Fons-Badal C, Fernández-Estevan L — Journal of Clinical Medicine. 2020;9(4):997

DOI: 10.3390/jcm9040997

"Comparative Wear of Opposing Natural Enamel by Different Ceramic Materials in Fixed Dental Protheses: A Systematic Review and Meta-Analysis"

Rosa CDDRD, Bento VAA, Duarte ND, Gomes JML, Okamoto R, Buchaim RL, Buchaim DV, Issa JPM, Pellizzer EP — Dentistry Journal. 2026;14(1):37

DOI: 10.3390/dj14010037

دکتر فواد شهابیان متخصص پروتزهای دندانی و ایمپلنت

جستجوی سراسری دنت‌کست