ایمپلنت یکتکه یا دوتکه (One-Piece / Two-Piece)؛ بعد از ۱۵ سال کدام بهتر است؟
در انتخاب ایمپلنت، معمولاً به میزان تحلیل استخوان و بقای ایمپلنت نگاه میکنیم. سؤال اصلی این مقاله این است که آیا ایمپلنتی که تحلیل کمتری دارد، در بلندمدت برای بیمار مفیدتر است یا نه.
تفاوت دو سیستم چیست؟
در ایمپلنت یکتکه، فیکسچر و اباتمنت یک قطعهاند، پس بینشان اتصال و میکروگپی وجود ندارد. در ایمپلنت دوتکه، اباتمنت جداست و به فیکسچر وصل میشود. ایدهی طرفدارهای یکتکه این است که وقتی این اتصال نباشد، استخوان پایدارتر میماند.

مطالعه چطور انجام شد؟
این مطالعه ادامهی یک کارآزمایی تصادفی در دانشگاه زوریخ است. ۶۰ بیمار با ۱۵۱ ایمپلنت وارد مطالعه شدند. گروه یکتکه با Straumann و گروه دوتکه با Brånemark درمان شد. بعد از ۱۵ تا ۱۷ سال، ۳۹ بیمار با ۹۵ ایمپلنت برای معاینه آمدند.
بقا چقدر بود؟
از نظر بقا تفاوت جدیای دیده نشد. بقای کلی ۹۵٪ بود: ۹۱٫۸٪ در یکتکه و ۹۸٪ در دوتکه. در کل فقط ۵ ایمپلنت از دست رفت (۴ تا یکتکه و ۱ تا دوتکه) و دلیل همهشان بیماری پریایمپلنت بود. اعداد آنقدر کماند که نویسندگان مقایسهی آماری نکردند، پس نمیشود گفت یکی از این دو بقای بهتری دارد.
استخوان مارژینال چه شد؟
در پیگیری نهایی، سطح استخوان مارژینال در یکتکه تقریباً ثابت مانده بود (۰٫۰۸ میلیمتر) و در دوتکه کمی بیشتر پایین رفته بود (۱٫۵۳ میلیمتر). نویسندگان این را مزیت سیستم یکتکه میدانند. اما برای این مقایسه آزمون آماری گزارش نشده و عددها فقط مال ایمپلنتهایی است که تا آخر در دهان مانده بودند. دو سیستم از نظر طراحی و سطح هم فرق داشتند، پس نمیشود همهی اختلاف را به یکتکه یا دوتکه بودن نسبت داد.
بافت اطراف ایمپلنت چطور بود؟
در گروه یکتکه التهاب بیشتری ثبت شد. BOP (خونریزی هنگام پروب) بالاتر بود و موکوزیت در ۷۱٪ ایمپلنتهای یکتکه دیده شد، در برابر ۳۴٪ دوتکه. با این حال حدود نیمی از موارد موکوزیت در طول پیگیری خوب شدند. پریایمپلنتایتیس هم در کل ۱۳٫۳٪ بود: ۱۲ مورد از ۶۵ ایمپلنت یکتکه و ۸ مورد از ۸۶ ایمپلنت دوتکه. تعداد موارد برای نتیجهگیری قطعی کم بود. نداشتن اتصال، خطر التهاب و پریایمپلنتایتیس را صفر نمیکند.
عوارض پروتزی چقدر بود؟
تفاوت اصلی دو گروه همینجاست. ۲۳ ایمپلنت از ۶۵ ایمپلنت یکتکه (۳۵٫۴٪) دچار عارضهی تکنیکی شدند، در برابر ۵ ایمپلنت از ۸۶ ایمپلنت دوتکه (۵٫۸٪). از ۴۰ عارضهای که ثبت شد، ۳۴ تا مال گروه یکتکه بود:
- تعویض ماتریکس و ball attachment در پروتزهای متحرک: ۱۲ مورد
- شلشدن پیچ: ۱۰ مورد
- chipping: ۷ مورد
- از دست رفتن ترمیم دریچهی پیچ: ۴ مورد
- debonding: ۱ مورد
(توضیح: در ایمپلنت یکتکه اباتمنت جدا نداریم، پس پیچی که شل میشود پیچ خود پروتز است. مقاله نوع پیچ را مشخص نکرده است.)
در گروه دوتکه فقط ۶ عارضه دیده شد. هیچ شکستگیای در ایمپلنت، پیچ، اباتمنت یا فریمورک گزارش نشد. نوع پروتز در دو گروه یکسان نبود، پس همهی این تفاوت را نمیشود فقط پای طراحی ایمپلنت گذاشت.
محدودیتها
سیستم دوتکهی این مطالعه Brånemark است، یعنی نسل قدیمیتر ایمپلنتهای دوتکه. نتیجه را نمیشود به سیستمهای امروزی با اتصال داخلی و platform switching تعمیم داد. حدود ۳۵٪ بیماران هم در پیگیری نهایی حاضر نبودند.
جمعبندی
سیستم یکتکهی این مطالعه استخوان را بهتر نگه داشت، اما عوارض تکنیکی بیشتری داشت. پس برای انتخاب سیستم، فقط حفظ استخوان کافی نیست. نوع پروتز، امکان تعمیر، و هزینه و زمانی که نگهداری در طول سالها میگیرد هم باید در تصمیم بیاید.